...

استاندارد دوگانه در دنیای «مبارزه با اسکم»؛ Scamminder

در سال‌های اخیر، بازار «آنالیز سایت» و «بررسی اسکم» به صنعتی پر زرق‌وبرق تبدیل شده؛ صنعتی که قرار بود ناجی کاربران باشد، اما حالا خودش به پرسشی جدی تبدیل شده است. پرسش ساده است: چرا یک کار واحد، بسته به این‌که چه کسی انجامش می‌دهد، ناگهان ارزش اخلاقی متفاوتی پیدا می‌کند؟

نمونه‌اش روشن است. وقتی فردی مثل محمد جرجندی برای یک بررسی سایت یا آنالیز اسکم عددی تا ۲۵۰ دلار اعلام می‌کند، این هزینه با واژه‌هایی مثل «تخصص»، «امنیت»، «کار حرفه‌ای» و «حفاظت از مردم» توجیه می‌شود. اما اگر همان خدمت، با همان خروجی و حتی گاهی دقیق‌تر، توسط دیگران ارائه شود—آن هم با هزینه کمتر یا به‌صورت داوطلبانه—ناگهان ورق برمی‌گردد: اتهام، تخریب، و برچسب‌زنی.

اینجا بحث پول نیست؛ بحث معیار است.


آیا آنالیز اسکم، کالای لوکس است؟

واقعیت این است که بخش بزرگی از آنچه به‌عنوان «آنالیز تخصصی» فروخته می‌شود، ترکیبی است از:

  • بررسی دامنه
  • چک‌کردن سابقه سایت
  • تحلیل محتوای تکراری یا فیک
  • بررسی شکایات کاربران
  • و استفاده از ابزارهای عمومی که بسیاری به آن دسترسی دارند

این کار، دانش می‌خواهد؛ بله. تجربه می‌خواهد؛ قطعاً.
اما آیا هر بار که این کار انجام می‌شود، برچسب ۲۵۰ دلاری توجیه‌پذیر است؟ یا فقط زمانی که نام خاصی پشت آن باشد؟


دونیت؛ وقتی برای یکی «حلال» است و برای دیگری «حرام»

نکته حساس دقیقاً همین‌جاست.
وقتی مخاطب به فردی مشهور یا پرنفوذ دونیت می‌دهد، این کار «حمایت از افشاگر» نام می‌گیرد.
اما اگر همان مخاطب به فردی مستقل، بدون برند شخصی بزرگ، دونیت بدهد، ناگهان بحث «سوءاستفاده مالی» مطرح می‌شود.

سؤال اینجاست:
آیا اخلاق، به تعداد فالوئر وابسته است؟
آیا حقیقت، وقتی از دهان یک نفر بیرون می‌آید ارزشمند است و از دهان دیگری مشکوک؟

اگر دونیت گرفتن برای ادامه کار تحقیقاتی مشروع است، باید برای همه مشروع باشد.
اگر نیست، برای هیچ‌کس نباید باشد.


مشکل اصلی: انحصار حقیقت

مسئله خطرناک‌تر از پول، انحصار روایت است.
وقتی یک یا چند نفر خود را تنها مرجع «تشخیص اسکم» معرفی می‌کنند، عملاً هر صدای دیگری را از پیش بی‌اعتبار می‌سازند. در چنین فضایی:

  • نقد، می‌شود حمله
  • سؤال، می‌شود دشمنی
  • و رقابت سالم، می‌شود «تخریب»

این فضا نه‌تنها به نفع کاربران نیست، بلکه دقیقاً همان چیزی است که کلاهبرداران دوست دارند: مرجعیت غیرقابل سؤال.


امنیت واقعی، شفافیت می‌خواهد نه تقدس

اگر هدف واقعاً حفاظت از مردم است، شفافیت باید خط قرمز باشد:

  • شفافیت در روش آنالیز
  • شفافیت در قیمت‌گذاری
  • شفافیت در تضاد منافع
  • و مهم‌تر از همه، شفافیت در پذیرش نقد

کسی که مدعی مبارزه با فیک‌نیوز و اسکم است، باید اولین کسی باشد که از نقد استقبال می‌کند، نه این‌که منتقد را با برچسب از میدان خارج کند.


جمع‌بندی

مسئله این نیست که چرا کسی برای تخصصش پول می‌گیرد.
مسئله این است که چرا همان تخصص، وقتی از مسیر دیگری ارائه می‌شود، ناگهان «غیراخلاقی» تلقی می‌شود.

یا آنالیز سایت یک خدمت حرفه‌ای است—برای همه.
یا نیست—برای هیچ‌کس.

بین این دو، چیزی به نام عدالت وجود ندارد.
و بدون عدالت، هیچ مبارزه‌ای با اسکم، واقعاً پاک نخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *