در فضای امروز، برچسبزدن سادهتر از بررسی واقعیتها شده است. کافیست کسی بدون شناخت دقیق از یک فعالیت، صرفاً بر اساس ذهنیت شخصی یا بدبینی مفرط، دیگران را متهم کند. متأسفانه در روزهای اخیر، چنین رفتاری از سوی محمد جرجندی دیده شده؛ رفتاری که بیش از آنکه مبتنی بر سند و تحقیق باشد، بر پایه قضاوتهای کلی و پیشفرضهای شخصی استوار است.
تفاوت حوزه فعالیت، نه تخلف

فعالیتی که ما در آن مشغول هستیم، اساساً با حوزهای که ایشان در آن شناخته میشود تفاوت دارد. نه خدمات مشترکی ارائه میشود، نه مخاطب هدف یکسانی وجود دارد و نه مدل کاری مشابهی. با این حال، بدون بررسی فنی، حقوقی یا حتی یک گفتوگوی ساده، واژه سنگینی مثل «کلاهبرداری» به کار رفته؛ واژهای که در عرف حقوقی، نیازمند مدرک، شاکی و رأی رسمی است، نه صرفاً یک ادعا.
کلاهبرداری تعریف دارد، سلیقهای نیست
کلاهبرداری یک «حس» یا «برداشت شخصی» نیست. تعریف حقوقی مشخص دارد:
دریافت مال یا منفعت از طریق فریب، دروغ یا وعده خلاف واقع.
در فعالیت ما:
- هیچ وعده پنهانی داده نشده
- هیچ دریافت مالی اجباری یا فریبکارانه وجود نداشته
- هیچ شکایت رسمی یا پرونده قضایی ثبت نشده
پس استفاده از این عنوان، نه افشاگری است و نه هشدار؛ بلکه اتهامزنی بدون پشتوانه محسوب میشود.
مشکل اصلی: بدبینی سیستماتیک | یا باجگیری رسانهای
وقتی فردی همه را «دزد» میبیند، مسئله الزاماً دزدی دیگران نیست؛ بلکه نوع نگاه او به جهان است. بدبینی مداوم باعث میشود مرز بین نقد، هشدار و تخریب از بین برود. در چنین حالتی، هر فعالیت مستقلی میتواند بهراحتی متهم شود، بدون آنکه فرصتی برای توضیح یا دفاع داده شود.
شفافیت بهترین پاسخ است
ما بهجای جدل، تخریب متقابل یا هیاهو، مسیر شفافسازی را انتخاب میکنیم.
اگر ادعایی مطرح میشود، بهترین راه پاسخ، ارائه سند است؛ چیزی که تا این لحظه وجود نداشته و صرفاً با قضاوت شخصی جایگزین شده است.
جمعبندی
اتهامزدن ساده است، اما مسئولیتپذیری نه.
نقد بدون سند، هشدار بدون تحقیق و قضاوت بدون شناخت، نه به امنیت کاربران کمک میکند و نه به آگاهی عمومی. آنچه باقی میماند، فقط بیاعتمادی و تخریب بیدلیل است.