پرونده BRG و کریپتولند فقط یک شکست مالی یا یک پروژه ناموفق رمزارزی نیست؛ این ماجرا نمونهای کامل از تلاقی پول، رسانه، نفوذ و سکوتهای سؤالبرانگیز است. سؤالی که هنوز بیجواب مانده، ساده اما سنگین است:
چطور افرادی که در مرکز یکی از بزرگترین پروندههای رمزارزی ایران بودند، آزاد شدند و کشور را ترک کردند؟
BRG دقیقاً چه بود و چه کسی آن را ساخت؟
BRG بهعنوان یک توکن بلاکچینی معرفی شد که قرار بود نقش «پل داده» بین دنیای واقعی و قراردادهای هوشمند را بازی کند. ادعا بزرگ بود، اما واقعیت چیز دیگری از آب درآمد. نه محصول مشخصی ارائه شد، نه کاربرد فنی قابلسنجشی، و نه شفافیتی که سرمایهگذار بتواند به آن تکیه کند.
ساختار توزیع این توکن از همان ابتدا مشکوک بود؛ بخش عمدهای از توکنها در اختیار تیم سازنده باقی ماند و سهم بازار آزاد ناچیز بود. این یعنی کنترل قیمت، امکان دستکاری، و وابستگی کامل سرمایه مردم به تصمیم چند کیفپول خاص.
اتصال BRG به کریپتولند؛ جایی که همهچیز قفل شد
BRG عملاً به توکن اصلی اکوسیستم صرافی کریپتولند تبدیل شد. کاربران تشویق میشدند دارایی خود را به این توکن تبدیل کنند، با وعده رشد، سود، و آیندهای «انقلابی». اما وقتی صرافی ناگهان متوقف شد، همهچیز فرو ریخت.
سرمایهها قفل شدند، قیمت توکن سقوط کرد، و هزاران نفر ماندند با داراییای که دیگر نه نقد میشد، نه پاسخگو داشت.
بازداشت، آزادی، و سؤال بزرگ «چطور؟»
پس از بالا گرفتن اعتراضها، چهرههای اصلی پرونده بازداشت شدند. انتظار عمومی این بود که روندی شفاف، طولانی و همراه با پاسخگویی شکل بگیرد. اما ناگهان خبرهایی منتشر شد که ورق را برگرداند:
آزادی، سکوت، و سپس خروج از کشور.
اینجاست که سؤال اساسی شکل میگیرد:
- با کدام وثیقه؟
- با کدام مجوز؟
- و چرا پیش از تسویه حقوق مالباختگان؟
پاسخی رسمی، شفاف و مستند هرگز داده نشد.
انتقال داراییها؛ قبل از اعلام، قبل از فروپاشی
یکی از تاریکترین نقاط این پرونده، جابهجاییهای سنگین توکنها درست پیش از علنیشدن بحران است. رد این انتقالها روی بلاکچین باقی مانده، اما هیچوقت بهطور جدی برای افکار عمومی توضیح داده نشد که این داراییها به کجا رفتند و در اختیار چه کسانی قرار گرفتند.
همین نقطه است که پرونده را از «کلاهبرداری معمول» به شبکهای پیچیدهتر تبدیل میکند.
نقش رسانه؛ اسپانسر، نه متهم
نکتهای که کمتر درباره آن صحبت شد، حضور BRG بهعنوان اسپانسر در برخی برنامههای رسانهای خارج از کشور است. پروژهای که بعداً هزاران نفر را متضرر کرد، پیشتر در قاب رسانهای تطهیر شده بود؛ بدون هشدار، بدون نقد، بدون حتی یک سؤال جدی.
این حضور رسانهای، به پروژه اعتبار داد. اعتباری که مستقیماً به اعتماد مردم تبدیل شد.
«داداشی نامی» و الگوی تکرارشونده
در کنار چهره اصلی، نام افرادی دیگر هم مطرح شد؛ کسانی که بازداشت شدند، آزاد شدند، و بعد ناپدید. الگو تکرار شد:
بازداشت → سکوت خبری → آزادی → خروج.
وقتی یک الگو چندبار تکرار میشود، دیگر نمیشود آن را اتفاق دانست.
بعد از فرار؛ پروژه هنوز زنده است؟
شاید عجیب باشد، اما تلاش برای احیای BRG هرگز کاملاً متوقف نشد. پیشنهادهای جدید، نسخههای تازه، وعده جبران، و درخواست انتقال دارایی دیگر. همان الگوی قدیمی، با بستهبندی جدید.
برای بسیاری، این یعنی خطر دوباره؛ یعنی همان دام، فقط با ظاهر حرفهایتر.
جمعبندی؛ پروندهای که هنوز بسته نشده
پرونده BRG و کریپتولند نه فقط درباره پول، بلکه درباره اعتماد عمومی است. اعتماد به پروژه، اعتماد به رسانه، اعتماد به نظارت.
تا وقتی به این سؤالها پاسخ داده نشود:
- چه کسی واقعاً پشت BRG بود؟
- داراییها دقیقاً کجا رفت؟
- چرا متهمان آزاد و خارج شدند؟
- و رسانهها چه نقشی در اعتبارسازی داشتند؟
این پرونده بسته نشده؛ فقط موقتاً به سکوت سپرده شده است.
و تاریخ نشان داده:
پروندههایی که بیپاسخ بمانند، معمولاً دوباره تکرار میشوند — با قربانیان جدید.